تاثیر ناهماهنگی های پدر و مادر بر تربیت کودکان!

هماهنگی بین والدین به قدری اهمیت دارد که اگر تمام نکات و اصول تربیتی را رعایت کنیم ولی این موضوع را نادیده بگیریم تلاشمون برای تربیت کودک بی‌نتیجه خواهد بود کودک اختلاف بین پدر و مادر را زودتر ازآنکه باور کنید کشف می‌کند متوجه می‌شود که چه کارهایی انجام بدهد تا پدر و مادر در جبهه‌های مخالف هم بایستند و مشغول بحث و نزاع بشود.

وقتی هم که دو جبهه مخالف شکل می‌گیرد هر کدام از طرفین سعی می‌کنند ثابت کند حق با خودشان است در این مواقع بدون اینکه متوجه بشویم و برای اینکه جبهه ی خودمان را نگه داریم به کودک باج می دهیم در این شرایط کودک خیلی زود یاد می گیرد که اگر بخواهد چیزی را به دست بیاورد بهتراست که والدین در دو جبهه ی مخالف باشند.

کودک سمت کسی می‌رود که خواسته هایش را برآورده کند این اصلاً از بدجنسی نیست و صرفاً رفتار معصومانه کودک است در واقع این راهی است که ما به او یاد داده ایم و کودک راه بهتری برای یادگرفتن نداشته است این کودک معمولاً در بزرگسالی هم بین دوست ها ، همکاران و خانواده اش با همین روش برخورد می‌کند.

وقتی کودک سمت یکی از والدینش میرود به این معنی نیست که او را قبول دارد وقتی بین والدین تضاد و عدم هماهنگی باشد کودک نه پدرش را قبول دارد و نه مادرش را اتفاق بد این است که کودکی که نه پدرش را قبول داشته باشد و نه مادرش را در واقع خودش را قبول ندارد.

کودکی که خودش را قبول نداشته باشد عزت نفس ندارد خودش و توانمندی هایش را باور ندارد اعتماد به نفس این کودک از بین می‌رود و خودش را ضعیف می داند چون پدر و مادرش را ضعیف می دانست اینجاست که کودک اولین ضربه را میخورد و والدین نمی توانند فرزند موثر و موفقی تربیت کنند…

این کودک وقتی به سن بزرگسالی برسد در معرض آسیب‌های اجتماعی زیادی قرار می گیرد چون هیچگاه قانونی وجود نداشته که از آن تبعیت کند همیشه دو حرف مختلف رو به رویش بوده است کودک یاد گرفته که زیر بار قوانینی که پدر و مادر وضع می‌کنند نرود زیرا همیشه نظر مخالفی هم وجود داشته موضوع این نیست که پدر درست می‌گوید یا مادر، یا چه قانونی به گذاریم چه قانونی نگذاریم . موضوع فقط و فقط پیامدهای ناهماهنگی بین والدین و تأثیر منفی و مخربی است که روی کودک می‌گذارد.

آسیبی که کودک از عدم هماهنگی و تضاد بین والدین می بیند به مراتب بیشتر از آسیب به یک روش تربیتی یکی از والدین است موضوع درست و غلط بود نیست چیزی که اتفاق می افتد فرزندی است که ناظر مشاجرات و اختلافات والدین است این کودک ممکن است دچار اضطراب و ترس بشود و یاد می گیرد که در مشاجرات باج بگیرد و به این روش به خواسته‌هایش برسد این کودک یاد می گیرد نافرمانی کند و ارتباط خوبی با پدر و مادرش نداشته باشد.

عدم هماهنگی بین والدین باعث می‌شود کودک یکی از والدین را در برابر دیگری به بازی بگیرد اما زمانی که پدر و مادر باهم هماهنگ باشند کودک مجبور می شود رفتارش را به‌خوبی تنظیم کند و احساس می‌کند برنامه‌ای مشخص بر خانواده حاکم است و دیدگاه مثبتی از پدر و مادرش در ذهنش شکل می گیرد.

حالا خودتان فکر کنید کدام بهتر است این که این اتفاق برای فرزندتان بیفتد یا اینکه از انجام وظایف سرپیچی و نافرمانی کند؟؟!؟!

 

دکمه بازگشت به بالا